مثل ديروز
امروز هم غرق دعايم مثل ديروز
اي كاش هاي بي صدايم مثل ديروز
اي كاش مي شد در نگاهت محو باشم
تا كس نداند من كجايم مثل ديروز
شعري بخواني ساده امّا خوب و زيبا
اي خوب زيبارو، برايم مثل ديروز
شعري به رنگ آسمان از جبهه و جنگ
از دوستان آشنايم مثل ديروز
با تاك تيك يك دوبيتي پاگذاري
در تيك تاك لحظه هايم مثل ديروز
در خواب ديدم بي تأمّل مي گذشتي
از بيت هاي بي بهايم مثل ديروز
با ديدنت گلواژه از دستم رها شد
امروز هم بي دست و پايم مثل ديروز
امروزها را بي تو هرگز با تو آري
سرگرم رفتن تا خدايم مثل ديروز
ديروز ديدار تو پاداش دعا بود
اينك من دست دعايم مثل ديروز
سيّد محمّد ستاينده
«رهگذر»
